على ربانى گلپايگانى
297
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
ترجمه و توضيح : فصل هشتم : اثبات غايت در افعال لعب ، گزاف ، باطل و حركتهاى طبيعى گاهى گمان مىشود كه در افعال فاعلهاى طبيعى غايت وجود ندارد به گمان اينكه غايت بايد معلوم و مراد فاعل باشد ، لكن ( در فصل قبل ) دانستى كه غايت اعم از اين است ( كه معلوم و مراد فاعل باشد ) و دانستى كه غايت در افعال فاعلهاى طبيعى همان چيزى است كه حركات آن فاعلها به آن منتهى مىگردد ( نه آنچه حركت به خاطر آن انجام مىشود . به عبارت ديگر ، غايت فاعلهاى طبيعى « ما ينتهى إليه الحركة » است ، نه « ما لاجله الحركة » ) . و گاهى گمان مىشود كه براى بسيارى از افعال اختيارى ( انسان ) غايتى وجود ندارد ، مانند بازيهاى كودكان به وسيله حركتهايى كه براى آنان غايتى در آن حركات نيست و مانند بازى با لحيه ( ريش ، موى صورت ) و مانند نفس كشيدن و مانند حركت و انتقال انسان مريض و خواب از طرفى بهطرف ديگر و مانند باز ايستادن متحركى كه به سوى غايتى حركت مىكند از غايت خود به واسطهء عروض مانعى كه او را از رسيدن به غايت منع مىكند و موارد و مثالهاى ديگر . ولى حق اين است كه هيچيك از اين افعال خالى از غايت نيست ، توضيح آنكه : در افعال ارادى انسان مبدئى قريب براى فعل هست كه عبارت است از قوّه عامله كه پراكنده و تعبيه شدهء در عضلات ( و اعضاى مختلف بدن ) است و مبدئى متوسط قبل از آن است و آن شوق و علاقه فاعل نسبت به فعل است كه مستتبع اراده و اجماع ( تصميم قطعى ) مىباشد و مبدئى بعيد قبل از آن است كه همان علم ( فاعل نسبت به فعل ) است . و اين مبدء علمى تصوركردن فعل است به صورت جزئى كه گاهى مقرون به تصديق به خير بودن فعل براى فاعل مىباشد ( بنابراين